نوع مقاله : علمی – پژوهشی
موضوع: تأثیر عوامل سیاسی در شکنندگی دولتها و رشد گروههای افراطگرا در غرب آفریقا؛ مطالعه موردی: منطقه ساحل آفریقا (مالی، بورکینافاسو و نیجر)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
مقدمه: شکنندگی دولتها در کشورهای آفریقایی یک معضل اساسی و حیاتی است. منطقه ساحل و غرب آفریقا و به طور مشخص کشورهای مالی، بورکینافاسو و نیجر به عنوان دولت شکننده برخاسته از عوامل درونی و نقشآفرینی قدرتهای مداخلهگر منطقهای و بینالمللی فرصتهای مناسبی برای رشد و گسترش سازمانهای بنیادگرای داعش و القاعده فراهم ساخته است. یکی از عوامل مهم در شکنندگی دولتها، عوامل سیاسی است، این سه کشور آفریقایی در منطقه غرب آفریقا، در چهار سال گذشته (1399-1403) با بحران های متعدد سیاسی روبه رو بوده است. شاخصهای سیاسی شامل مشروعیت دولت، ارائه خدمات عمومی، حقوق بشر و حاکمیت قانون میباشد. از طرفی منطقه غرب آفریقا مستعد فعالیت گروههای تروریستی بوده است، به طوریکه دامنه فعالیت گروههای وابسته به القاعده و داعش در سه کشور منطقه ساحل آفریقا، روز به روز افزایش پیدا کرده و دولتهای مستقر در این منطقه را با چالش شکنندگی روبه رو کرده است.
برخی از دولتهای منطقه ساحل آفریقا، ناتوانی آشکاری در کنترل قلمرو خود به طور جدی دارند. بطوریکه میتوان آنها را به عنوان «دولت شکست خورده» طبقهبندی کرد. دولتهای مستقر در کشورهای منطقه ساحل آفریقا اغلب دچار بحرانهای سیاسی و بیثباتی سیاسی هستند. از جمله عوامل سیاسی که موجب شکنندگی دولتها در این منطقه شده است، عبارتند از: کثرتگرایی قومی و فرهنگی، ضعف عرق ملی و عدم موفقیت در دولت-ملتسازی، بحران توزیع و عدالت.
ظهور دولتهای ضعیف و شکننده در منطقه غرب آفریقا طی دهههای اخیر موجب شکلگیری بحرانهای مسری به کشورهای همسایه و مناطق مجاور گشته است. وجود بحرانهای چندگانه و در رأس آنها بحران اقتدار در دولتهای شکننده در ارتباط با شکافهای قومی-قبیلهای و شکافهای مذهبی در درون این نوع از دولتها به فعالتر شدن این شکافها و در نتیجه شکلگیری پدیده کودتا و فعالتر شدن گروههای افراطی در آن کشورها شده است.
اهداف: در این پژوهش سعی شده است تا رابطه شاخصهای سیاسی تأثیرگذار در شکنندگی دولتها با رشد تروریسم مورد بررسی قرار گیرد تا رابطه موجود میان آنها اثبات یا رد شود.
روش: برای پرداختن به موضوع پژوهش از منابع کتابخانهای و با استفاده از چارچوب مفهومی شکنندگی دولتها به توصیف و تحلیل موضوع پرداخته شده است.
یافتهها: یافته های پژوهش عبارتند از : دولتهای کشورهای غرب آفریقا، بویژه کشورهای مورد مطالعه، فاقد ظرفیت تأمین امنیت در جوامع خود هستند و از بحرانهای سیاسی ( مشروعیت، ارائه خدمات عمومی، حقوق بشر و حاکمیت قانون) رنج میبرند. گروههای افراطگرا (وابسته به القاعده و داعش، گروه های جدایی طلب) از خلاء سیاسی دولتهای شکننده در این منطقه استفاده کرده و برای حفظ بقای خود، فعالیتشان را گسترش دادهاند.
نتیجه: دولتهای این منطقه، به طور مداوم با خطر بیثباتی سیاسی مواجه هستند. به طوریکه فعالیت جریانهای بنیادگرا یکی از مهمترین عواملی است که موجب بحران های سیاسی و شکنندگی دولتها در این منطقه شده است. با تجزیه و تحلیل بحران دولتسازی بویژه در کشورهای منطقه ساحل سحرای آفریقا، این نتیجه حاصل میشود که عدم موفقیت دولتسازی و عبور از شکنندگی دولتها به چهار عامل مرتبط هستند که حول محور اختلاف بر سر قدرت، مبارزه برای قدرت، از دست دادن اعتماد به رهبری سیاسی و سپس فقدان فرآیند جامعهپذیری سیاسی است.
لینک دسترسی به مقاله کامل: https://piaj.sbu.ac.ir/article_105173.html