توماس سانکارا یکی از بزرگترین رهبران انقلابی قرن بیستم بود. در سی و سه سالگی انقلاب بورکینافاسو را در غرب آفریقا، رهبری کرد و در15 اکتبر 1987 (23 مهر 1366) به همراه 12 تن از اطرافیانش در پایتخت بورکینافاسو ترور شد. در واقع او در سی و هفت سالگی طی یک کودتای ضد انقلابی کشته شد. عامل ترور یکی از فرماندهان نظامی ارتش بود.
سانکارا نشان داد که در این عصر، هر کشوری استعداد آن را دارد که بتواند در جنگ علیه فقر و سلطهی خارجی تحولات اجتماعی وسیعی را آغاز کند، به سطح عالیتری از روابط اجتماعی دست یابد، یک رهبری طراز اول بین المللی بوجود آورد، به بخشی از تداوم انقلابهای جهان تبدیل شود و آن را غنیتر سازد. ترور وی نه تنها بورکینافاسو بلکه تمام قاره آفریقا را در غم فرو برد.
شورِ انقلابیِ توماس سانکارا در دوره نخست وزیریاش برای تغییرات و بویژه دیدار وی با معمر قذافی رهبر وقت لیبی با واکنش تند کاخ الیزه و مقامات فرانسه روبرو شد. بلافاصله به دستور فرانسوا میتران رئیس جمهور وقت فرانسه یک دیپلمات فرانسوی بنام “گی پن” به بورکینافاسو اعزام شد. توماس سانکارا بازداشت شد و این بازداشت زمینه ساز قیام مردم و همراهی ارتش با این قیام شد.
4 اوت سال 1983 (13 مرداد 1362) کماندوهای پادگان “پو” با حمایت غیر نظامیان پایتخت را تصرف کردند و توماس سانکارا بعنوان رئیس جمهور قدرت را بدست گرفت. او که تجربه تلخ قیام گذشته را داشت بلافاصله مردم را برای تشکیل کمیتههای دفاع از انقلاب دعوت کرد. این آغازِ یک تجربه انقلابی البته کوتاه و هیجان انگیز در تاریخ بورکینافاسو بود. تجربهای که از تمایل عمیق به استقلال سرچشمه میگرفت.
سانکارا از صلح ،عدالت اجتماعی، برابری حقوق مردان و زنان و بازسازی محیط زیست دفاع میکرد و سیاستی ضد امپریالیستی را پیش گرفت و تنها در عرض چهار سال موفق شد تغییرات مهم زیر ساختی در کشور را عملی سازد. بورکینافاسو برای نخستین بار به خود کفائی مواد غذایی رسید. او توانست روستائیان را صاحب زمین کرده و دست زمینداران بزرگ را از روستاها کوتاه کند. آموزش کار جمعی در کشور آغاز شد. سیستم اداری تغییر کرد و ارتش از طریق کار تولیدی وهمکاری با مردم نوسازی شد. شعار او خطاب به ارتش چنین بود: “بدون آموزش میهن پرستانه یک سرباز فقط یک جنایتکار بالقوه است.
سانکارا میخواست بورکینافاسو را از وابستگی نجات بدهد، بنابراین تأکید به افزایش تولید در کشور داشت. دادگاه انقلابی برای محاکمه سیاستمداران متهم به اختلاس در بودجه عمومی و فساد اداری تشکیل داد. مجازاتها اعدام نبود بلکه باز پرداخت پولهای چپاول شده، سلب مسئولیت و تعلیق آنها از کار بود.
سانکارا در برنامههای آموزشی، باز سازی محیط زیست، کشاورزی، اصلاحات دولتی، فرهنگ و توانمند سازی زنان و جوانان نقش بزرگی داشت. برنامه ها به سرعت و علیرغم برخی اختلاف نظرها با اتحادیهها و کمیتههای انقلاب پیش میرفت. در صحنه بینالمللی سانکارا بعنوان صدای مردم آفریقا شهرت داشت. او تبدیل به صدای مردم ستمدیده آفریقا شده بود.
سانکارا مردی صادق و درعین حال مصمم به تحولات دمکراتیک بود. سانکارا در مقابل دوربین از آپارتاید در آفریقای جنوبی به شدت انتقاد کرده بود. سپس فعالیت شبکههای جاسوسی و امنیتی فرانسوی در آفریقا برای از بین بردن سانکارا تشدید شد.
دومینیک جوزف مسئول حزب کمونیست فرانسه در امور سیاسی قاره أفریقا میگوید : 30 سال پس از ترور توماس سانکارا قدرتهای امپریالیستی قدرت سیاسی ، اقتصادی و نظامی خود را در آفریقا تشدید کردند .