او یکی از مهمترین چهرههای مبارزه ضد استعماری در آفریقا بود. آمیلکار لوپز کابرال در ۱۲ سپتامبر ۱۹۲۴ (21 شهریور 1303) در بافاتا، در آن زمان گینه پرتغالی نامیده میشد، متولد شد. او بهعنوان یک نظریهپرداز و فعال در مبارزه علیه ستم، سلطه خارجی و استثمار، به ویژه گینه بیسائو و کیپ ورد را تحت تأثیر قرار داد، اما تأثیر او در مبارزات آزادیبخش ضد استعماری در سراسر جهان نیز قابل توجه بود.
آمیلکار کابرال پس از اتمام تحصیلات، ابتدا در پرتغال کار کرد، اما سپس در سال ۱۹۵۲ برای اداره کشاورزی در گینه مشغول به کار شد – البته با هدف تحریک کارگران محلی. سه سال بعد، او مجبور شد به دلیل فشار فرماندار، کشور را ترک کند. او به آنگولا گریخت و یک سال بعد به همراه برادرش لوئیس و آریستیدس پریرا (بعدها اولین رئیس جمهور کیپ ورد)، حزب PAIGC پایجک «حزب آفریقایی برای استقلال گینه و کیپ ورد» را تأسیس کرد. از آن پس، او تمام تلاش خود را برای آزادی انجام داد. از یک طرف، با آگاهیبخشی به ویژه در میان جمعیت روستایی. همچنین، او جنبشهای آزادیبخش آنگولا، موزامبیک، سائو تومه و پرنسیپه و PAIGC را به هم پیوند داد، سخنرانیهایی در آمریکا و اروپا ایراد کرد و از کشورهای سوسیالیستی حمایت دریافت کرد. از سوی دیگر، آمیلکار مجموعه ای از آثار و سخنرانیها را منتشر کرد که به طور خاص به مسائل مبارزه انقلابی به طور کلی و همچنین به ساختار اجتماعی خاص گینه و کیپ ورد میپرداخت. دانش او از ساختارهای کشاورزی هر دو مستعمره به او کمک زیادی کرد. به طور کلی، کابرال همیشه بر ضرورت انجام مبارزه آزادیبخش بر اساس تحلیل دقیق ساختار اجتماعی محلی تأکید میکرد.
کابرال همچنین به موضوعاتی مانند ساخت حزب و سهم لنین در اندیشه و مبارزه ضد امپریالیستی پرداخت. دامنه وسیع فعالیتهای او، او را به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ضد استعماری دهه ۱۹۶۰ تبدیل کرد.
کمتر از یک سال پیش از مرگ خود، کابرال یادآور شد که در سالهای ۵۰ و ۶۰ میلادی وقتی حزب تأسیس و تحکیم شد، «جنایتکاران استعمار پرتغال و دیگر دشمنان مردم ما برای ایجاد اغتشاش در جنبش ما، در خارج از سرزمینهای ما جنبشهای دروغینی به وجود آوردند تا راه مارش پیروزمند حزب ما را سد کنند.» وی در جای دیگر اظهار کرد که طی سالیان دراز «استعمارگران جنایتکار پرتغال از هیچ فرصتی برای تخریب یا تطمیع رهبران و اعضای رسمی حزب فروگذار نکردند.»
استعمارگران پرتغالی برای متوقف کردن مبارزه مردم گینه بیسائو و کیپ ورد برای کسب آزادی، هرگز فکر جدا کردن رهبر حزب (PAIGC)، آمیلکار کابرال را از سر بیرون نکردند. استعمارگران پرتغالی علاوه بر رشوه و به کارگیری خائنین نفوذی، آنها از کارزارهایی مبنی بر نژادپرستی، «قبیلهگرایی» و تفاوتهای مذهبی برای پاشیدن بذر نفاق در صفوف حزب و شکستن وحدت درونی آن به منظور «نابود کردن حزب (PAIGC) از درون»، نیز استفاده کردند. آنها همواره نقشههای دستگیری یا قتل رهبران حزب به ویژه دبیرکل آن را در سر داشتند، زیرا معتقد بودند که دستگیری یا قتل رهبر اصلی به معنای پایان حزب و مبارزه است. سرانجام در ۲۰ ژانویه ۱۹۷۳ (30 دی 1351) آمیلکار کابرال توسط یکی از اعضای حزب خود به قتل رسید. این جنایت، تنفر شدید و خشم سراسری جامعه مترقی را برانگیخت. سازمان ملل متحد، سازمان وحدت آفریقا و دولتها، احزاب و شخصیتهای گوناگون از سراسر دنیا این اقدام پَست استعمار پرتغال را محکوم کردند.
ترور کابرال نتوانست استقلال مردم گینه و کیپ ورد را از بین ببرد. PAIGC به جنگ در جبهههای مختلف ادامه داد و مبارزه مسلحانه را تشدید کرد و به پیروزیهای چشمگیری علیه ارتش استعماری نایل آمد.